192 - چشم اشكبار پيامبر (صلى الله عليه وآله )



ابراهيم ، نام پسر پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله ) بود، پيامبر بسيار به او علاقه داشت ، او در دوران كودكى ، از دنيا رفت ، قلب مهربان پيامبر از اين پيش آمد سوخت ، و اشك در چشمانش حلقه زد.
مردى نزد رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) آمد و آن حضرت را اندوهگين ديد، در حالى كه قطرات اشك از ديدگان نازنينش مى ريخت .
آن مرد، از علت ناراحتى پيامبر آگاه شد، خطاب به پيامبر (صلى الله عليه وآله ) عرض كرد: اى رسول خدا! تو براى از دست دادن يك پسر گريه مى كنى ، سوگند به آن خدايى كه تو را به پيامبرى فرستاد، من (در دوران جاهليت ) دوازده پسر داشتم كه از پسر تو بزرگتر بودند (از ترس ‍ گرسنگى ) همه را زنده به گور كردم پيامبر (صلى الله عليه وآله ) فرمود: براستى مهر و محبت از دل شما رخت بر بسته بود كه چنين مى كرديد؟ واى چقدر جفا كرديد.
ولى ما از فراق ابراهيم محزون هستيم ، يحزن القلب و تدمع العين و لا نقول ما يسخط الرب : دل اندوهگين مى شود و چشم اشكبار مى گردد، ولى سخنى نمى گويم كه موجب خشم خدا گردد (256)